در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
در گلف، نمرهای که یک ضربه کمتر از پار تعیین شده در هر سوراخ باشد.
In golf, a score of one stroke under par on a hole.
«او در سوراخ سوم بردی کسب کرد.»
“He scored a birdie on the third hole.”
«کسب بردی میتواند نمره بازی را بهتر کند.»
“Getting a birdie can improve your game score.”
یک پرنده کوچک؛ گاهی به عنوان اصطلاح محبتآمیز استفاده میشود.
A small bird, often used as a term of endearment.
«یک پرنده کوچک بیرون پنجره آواز میخواند.»
“A little birdie sang outside the window.”
«او به پرنده خانگیاش گفت که بامزه است.»
“She called her pet birdie cute.”