birdied

bird·ied/ˈbɜːrdid/
verb (فعل)commonpast (گذشته): birdiedpast participle (مفعولی): birdied-ing (حال): birdying3rd (سوم): birdies

فعل — پرنده گرفتن (در گلف)

پرنده گرفتن (در گلف)

زدن یک ضربه کمتر از پار در گلف.

To score one stroke under par on a golf hole.

«او در سوراخ آخر پرنده گرفت تا مسابقه را ببرد.»

She birdied the final hole to win the tournament.

«دیروز سه سوراخ پشت سر هم را پرنده گرفت.»

He birdied three holes in a row yesterday.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000