bisque

/bɪsk/
1noun (اسم)commonplural (جمع): bisques

اسم — سوپ صدف

سوپ صدفبیسک

یک سوپ غلیظ و خامه‌ای که معمولاً با صدف‌دارانی (مانند لابستر، خرچنگ یا میگو) تهیه می‌شود.

A rich, creamy soup typically made with shellfish (such as lobster, crab, or shrimp).

«ما غذای خود را با یک سوپ لابستر بیسک خوشمزه شروع کردیم.»

We started our meal with a delicious lobster bisque.

«غذای مخصوص سرآشپز یک سوپ میگو خامه‌ای بیسک بود.»

The chef's special was a creamy shrimp bisque.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chowderسوپ غلیظ

رایج. یک سوپ یا خورشت غلیظ که با غذاهای دریایی یا سبزیجات، اغلب با شیر یا خامه و سیب‌زمینی تهیه می‌شود.

Common. A thick soup or stew made with seafood or vegetables, often with milk or cream and potatoes. 'Bisque' is typically smoother and more refined. 'Clam chowder' works, 'Seafood chowder' works.

potageسوپ غلیظ

رسمی/آشپزی. یک سوپ یا خورشت غلیظ با منشأ فرانسوی. این یک دسته گسترده‌تر است که می‌تواند شامل بیسک نیز باشد، اما به اندازه بیسک در مورد صدف‌داران خاص نیست.

Formal/culinary. A thick soup or stew of French origin. It's a broader category that can include bisque but isn't as specific about the shellfish. 'Vegetable potage' works.

2noun (اسم)technical

اسم — پرسلن بیسک

پرسلن بیسکچینی خام

پرسلن سفید بدون لعاب، به ویژه وقتی برای عروسک یا تندیس استفاده می‌شود.

Unglazed white porcelain, especially when used for dolls or figurines.

«عروسک آنتیک یک سر پرسلن بیسک زیبا داشت.»

The antique doll had a beautiful bisque head.

«بسیاری از کلکسیونرها مجسمه‌های ساخته شده از پرسلن بیسک را ارزشمند می‌دانند.»

Many collectors value figurines made of bisque.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000