bite off
/baɪt ɔf/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — با گاز جدا کردن
با گاز جدا کردنگاز زدن و کندن
تکهای از چیزی را با دندان جدا کردن.
To remove a piece of something by biting it.
«سگ تکهای از گوشت را با گاز جدا کرد.»
“The dog bit off a piece of meat.”
«او سرِ کلوچه را گاز زد و جدا کرد.»
“She bit off the end of the cookie.”
2phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — با دندان بریدن
با دندان بریدنگاز گرفتن و جدا کردن
چیزی را با دندان بریدن یا از جا جدا کردن.
To sever something with the teeth.
«تولهسگ دکمه را با دندان کند.»
“The puppy bit off the button.”
«او نخِ شل را با دندان برید.»
“He bit off a loose thread.”