bivouac
اسم — اردوگاه موقت
اردوگاه موقت بدون چادر یا سرپناه، که به ویژه توسط سربازان یا کوهنوردان استفاده میشود.
A temporary camp without tents or covering, used especially by soldiers or mountaineers.
«کوهنوردان یک اردوگاه موقت نزدیک قله برپا کردند.»
“The climbers set up a bivouac near the summit.”
«سربازان اغلب مجبورند در میدان یک اردوگاه موقت ایجاد کنند.»
“Soldiers often have to make a bivouac in the field.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. کلیتر است، میتواند موقت یا دائمی باشد، با چادر یا بدون چادر. 'اردوگاه نظامی' درست است. 'Bivouac' به طور خاص به یک اردوگاه موقت، معمولاً بدون چادر، در فضای باز اشاره دارد.
Everyday. More general, can be temporary or permanent, with or without tents. 'A military camp' works. 'Bivouac' specifically implies a temporary, usually tentless, outdoor camp.
رسمی/ادبی. اغلب بزرگتر و سازمانیافتهتر از بیواک است، به معنای آرایش منظمتری از چادرها یا سرپناهها. 'یک خیمهگاه بزرگ پناهندگان' درست است. 'Bivouac' معمولاً کوچکتر و بداههتر است.
Formal/literary. Often larger and more organized than a bivouac, implying a more settled arrangement of tents or shelters. 'A large encampment of refugees' works. 'Bivouac' is usually smaller, more impromptu.
فعل — بیواک کردن
در یک اردوگاه موقت بدون چادر یا سرپناه اقامت کردن.
To stay in a temporary camp without tents or covering.
«آنها مجبور شدند یک شب در کوه بیواک کنند.»
“They had to bivouac on the mountain overnight.”
«سربازان در جنگل اردو زدند.»
“The soldiers bivouacked in the forest.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. کلیتر است، میتواند شامل چادر و امکانات بیشتر باشد. 'ما کنار دریاچه اردو زدیم' درست است. 'ما کنار دریاچه بیواک کردیم' به معنای یک چیدمان اساسیتر و حداقلگرایانهتر است.
Everyday. More general, can involve tents and more amenities. 'We camped by the lake' works. 'We bivouacked by the lake' implies a more basic, minimal setup.