blackmail

black·mail/ˈblækˌmeɪl/
1noun (اسم)formal

اسم — اخاذی

اخاذیباج‌گیری

تهدید به افشای اطلاعات مضر برای به دست آوردن چیزی، معمولاً پول.

The act of threatening to reveal damaging information to get something, usually money.

«او به خاطر اخاذی دستگیر شد.»

He was arrested for blackmail.

«آن‌ها با اخاذی او را مجبور به پرداخت کردند.»

They used blackmail to force him to pay.

تفاوت با واژه‌های مشابه
extortionباج‌گیری

رسمی. اصطلاح حقوقی بسیار نزدیک به معنی، خصوصاً درباره تهدید برای پول.

Formal. Legal term very close in meaning, especially regarding threats for money.

2verb (فعل)formalpast (گذشته): blackmailedpast participle (مفعولی): blackmailed-ing (حال): blackmailing3rd (سوم): blackmails

فعل — اخاذی کردن

اخاذی کردنباج‌گیری کردن

تهدید به افشای اطلاعات مضر برای گرفتن چیزی از کسی.

To threaten to reveal damaging information to get something from someone.

«آن‌ها او را با تهدید مجبور به سکوت کردند.»

They blackmailed him into silence.

«او برای پول تهدید به اخاذی شد.»

She was blackmailed for money.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000