blah

/blɑː/
interjection (حرف ندا)informal

حرف ندا — چیزی کسل‌کننده

چیزی کسل‌کنندهبی‌مزه

برای بیان کسالت، بی‌تفاوتی یا اینکه چیزی خسته‌کننده یا بی‌معنا است به کار می‌رود.

Used to express boredom, indifference, or that something is dull or uninteresting.

«او ادامه داد به حرف زدن، اما برای من فقط بی‌معنی بود.»

He kept talking, but it was all just blah to me.

«موسیقی بی‌مزه بود و کسی را هیجان‌زده نکرد.»

Music was blah and didn't excite anyone.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000