در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
جمع بلینتز؛ پنکیکهای نازک که معمولاً با پنیر شیرین یا میوه پر شده و تا میشوند.
Plural of blintz; thin pancakes usually filled with sweet cheese or fruit and folded.
«او برای صبحانه پنکیکهای خوشمزه درست کرد.»
“She made delicious blintzes for breakfast.”
«بلینتزها را میتوان با خامه ترش سرو کرد.»
“Blintzes can be served with sour cream.”