bling

/blɪŋ/
1noun (اسم)informal

اسم — جواهرات پر زرق و برق

جواهرات پر زرق و برقبدلجات پر زرق و برقزر و زیور

جواهرات و اکسسوری‌های گران‌قیمت، خودنمایانه و پر زرق و برق، که اغلب با فرهنگ هیپ‌هاپ مرتبط است.

Expensive, ostentatious, and flashy jewelry or accessories, often associated with hip-hop culture.

«او ساعت جدید و دیگر جواهرات پر زرق و برق خود را به نمایش گذاشت.»

He showed off his new watch and other bling.

«آن رپر با زنجیرهای طلا و دیگر زر و زیورها پوشیده شده بود.»

The rapper was covered in gold chains and other bling.

تفاوت با واژه‌های مشابه
jewelryجواهرات

متداول. یک اصطلاح کلی برای زیورآلات شخصی. 'Bling' نوع خاصی از جواهرات است که اغلب بزرگ و خودنمایانه است و معمولاً با سبک خاصی همراه است و اغلب با الماس یا طلا ساخته می‌شود. 'جواهرات ظریف' معمولاً 'bling' نامیده نمی‌شود.

Common. A general term for ornaments worn for personal adornment. 'Bling' is a specific, often oversized and showy, type of jewelry, usually implying a certain style and often made with diamonds or gold. 'Fine jewelry' would not typically be called 'bling'.

trinketsخِرت و پِرت

غیررسمی. زیورآلات کوچک یا اقلام جواهراتی کم‌ارزش. این تقریباً نقطه مقابل 'bling' از نظر ارزش و خودنمایی است، اگرچه هر دو اکسسوری هستند. 'Bling' برای تحت تأثیر قرار دادن با قیمت آن است، 'trinkets' اینطور نیست.

Informal. Small ornaments or items of jewelry that are of little value. This is almost the opposite of 'bling' in terms of value and ostentation, though both are accessories. 'Bling' is meant to impress with its cost, 'trinkets' are not.

2adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more blingsuperlative (عالی): most bling

صفت — پر زرق و برق

پر زرق و برقخودنمایانهجواهرنشان

خودنمایانه و پر زرق و برق، معمولاً در اشاره به جواهرات یا اکسسوری‌ها.

Ostentatious and flashy, typically referring to jewelry or accessories.

«او ساعت‌های پر زرق و برق را به ساعت‌های کلاسیک ترجیح می‌داد.»

He preferred bling watches to classic ones.

«لباس او با تمام سنگ‌های قیمتی بسیار پر زرق و برق بود.»

Her outfit was very bling with all the gemstones.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flashyپر زرق و برق

متداول. چیزی را توصیف می‌کند که خودنمایانه است، اغلب به شیوه‌ای بی‌سلیقه یا بیش از حد خودنمایانه. 'Bling' به عنوان صفت بیشتر به جواهرات و فرهنگ مرتبط با آن اختصاص دارد. 'یک ماشین پر زرق و برق' درست است، اما 'یک ماشین bling' کمتر رایج است مگر اینکه بیش از حد با طلا تزئین شده باشد.

Common. Describes something showy, often in a tasteless or overly ostentatious way. 'Bling' as an adjective is more specific to jewelry and its associated culture. 'A flashy car' works, but 'a bling car' is less common unless it's excessively adorned with gold.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000