blindness

blind·ness/ˈblaɪnd.nəs/
blindunable to see-nessstate or quality
noun (اسم)common

اسم — نابینایی

نابیناییکورشدن

وضعیتی که فرد نمی‌تواند ببیند یا فاقد حس بینایی است.

The condition of lacking sight or visual perception.

«او بعد از عمل جراحی نابینایی‌اش را از دست داد.»

He lost his blindness after surgery.

«نابینایی می‌تواند زندگی روزمره را به شدت تحت تأثیر قرار دهد.»

Blindness can severely affect daily life.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000