در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای چشمان پوشیده برای جلوگیری از دیدن، معمولاً در بازیها یا آزمایشها.
Having the eyes covered to prevent seeing, often used in games or experiments.
«قبل از مهمانی سورپرایز، چشمبند زده شد.»
“She was blindfolded before the surprise party.”
«بازیکن چشمبند زده تلاش کرد دیگران را پیدا کند.»
“The blindfolded player tried to find the others.”
کمبود دید کلی؛ چشمبند زدن موقت و عمدی است.
General lack of sight; blindfolded is temporary and intentional.