blin

/blɪn/
1noun (اسم)technicalplural (جمع): blini

اسم — پنکیک روسی

پنکیک روسیبلین

یک پنکیک نازک، معمولاً از آرد گندم سیاه، که در آشپزی روسی سرو می‌شود. اغلب به شکل جمع آن، بلینی، استفاده می‌شود.

A single thin pancake, typically made from buckwheat flour, served in Russian cuisine. Often used in its plural form, blini.

«من برای صبحانه یک بلین با خامه ترش خوردم.»

I had a blin with sour cream for breakfast.

«آشپز چند بلین برای مزه کردن آماده کرد.»

The chef prepared several blin for the tasting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pancakeپنکیک

رایج. 'پنکیک' یک اصطلاح کلی برای کیک‌های مسطح تهیه شده از خمیر است، در حالی که 'بلین' به طور خاص به نسخه روسی، اغلب نازک‌تر و با گندم سیاه اشاره دارد. در بافت‌های خاص آشپزی کاملاً قابل جایگزینی نیست.

Common. 'Pancake' is a general term for flat cakes made from batter, while 'blin' specifically refers to the Russian version, often thinner and made with buckwheat. Not fully interchangeable in specific culinary contexts.

2noun (اسم)archaic

اسم — کور

کورنابینا

یک گونه منسوخ یا گویشی از «blind».

An archaic or dialectal variant of 'blind'.

«او نسبت به حقیقت کور بود.»

He was blin to the truth.

«مرد پیر تقریباً کور بود.»

The old man was almost blin.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000