blow a fuse

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/bloʊ ə fjuːz/
phrase (عبارت)informal

عبارت — از کوره در رفتن

از کوره در رفتنخیلی عصبانی شدن

ناگهان خیلی عصبانی شدن و کنترل خود را از دست دادن.

To suddenly become very angry.

«بابا وقتی قبض را دید، از کوره در رفت.»

Dad blew a fuse when he saw the bill.

«اگر دوباره دیر برسیم، خیلی عصبانی می‌شود.»

She will blow a fuse if we are late again.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000