blowtorches
اسم — مشعلهای حرارتی
جمع blowtorch. ابزارهایی که شعله داغ تولید میکنند، معمولاً برای لحیمکاری، جوشکاری یا پاک کردن رنگ.
Plural of blowtorch. Tools that produce a hot flame, typically for soldering, brazing, or removing paint.
«لولهکشها از مشعلهای حرارتی برای اتصال لولههای مسی استفاده کردند.»
“The plumbers used blowtorches to join the copper pipes.”
«او مجموعهای از چراغهای شعلهافکن عتیقه داشت.»
“He had a collection of antique blowtorches.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. اصطلاح گستردهتری است و میتواند به هر وسیلهای که شعله تولید میکند، از جمله برای روشنایی یا علامتدهی، اشاره داشته باشد. 'Blowtorches' به طور خاص به آنهایی اشاره دارد که برای گرمای شدید در کار استفاده میشوند. در همه زمینهها کاملاً قابل تعویض نیست، اما زمانی که به ابزارهای تولیدکننده شعله اشاره دارد، قابل تعویض است.
Common. Broader term, can refer to any device producing a flame, including those used for light or signaling. 'Blowtorches' specifically refers to those used for intense heat in work. Not fully interchangeable in all contexts, but is when referring to flame-producing tools.
فعل — با شعلهافکن حرارت میدهد
سوم شخص مفرد زمان حال ساده blowtorch. با چراغ شعلهافکن حرارت دادن یا بریدن.
Third-person singular simple present indicative of blowtorch. To treat or cut with a blowtorch.
«هنرمند چوب را با چراغ شعلهافکن حرارت میدهد تا بافت منحصر به فردی ایجاد کند.»
“The artist blowtorches the wood to create a unique texture.”
«او قبل از رنگآمیزی مجدد، رنگ قدیمی را با شعلهافکن پاک میکند.»
“He blowtorches the old paint off before repainting.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. اصطلاح گستردهتری است، به معنای آتش زدن یا سوزاندن با هر نوع مشعل. 'Blowtorches' به طور خاص به استفاده از چراغ شعلهافکن برای گرمای شدید اشاره دارد. فقط در صورتی قابل تعویض است که سوختن با چراغ شعلهافکن انجام شود.
Common. Broader term, refers to setting on fire or burning with any type of torch. 'Blowtorches' specifically implies the use of a blowtorch for intense heat. Interchangeable only if the burning is done with a blowtorch.