bluebeard

blue·beard/ˈbluːbɪərd/
bluecolor bluebeardfacial hair on chin
noun (اسم)literaryplural (جمع): bluebeards

اسم — مرد خبیث

مرد خبیثهمسرکش

مردی که همسرانش را می‌کشد یا سابقه ازدواج‌های خطرناک دارد.

A man who murders his wives or has a history of dangerous marriages.

«داستان درباره مردی است که همسرانش را کشته بود.»

The story tells of a bluebeard who killed his wives.

«او از ازدواج با مردی مثل او می‌ترسید.»

She feared marrying a bluebeard like him.

تفاوت با واژه‌های مشابه
villainشرور

اصطلاح کلی برای شخص شرور، کمتر خاص شوهران.

General term for an evil person, less specific to husbands.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000