در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای رنگ یا سایهای به رنگ آبی؛ کمی آبی رنگ بودن.
Having a bluish tint or color; somewhat blue.
«آسمان در هنگام غروب سایهای آبیرنگ پیدا کرد.»
“The sky turned a bluey shade at dusk.”
«او برای مهمانی کت آبیرنگ پوشید.»
“He wore a bluey jacket to the party.”
روزمره. مترادف با همین معنا.
Common. Synonym with same general sense.