bluey

blue·y/ˈbluː.i/
bluecolor blue-ycharacterized by or resembling
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): blueiersuperlative (عالی): blueiest

صفت — آبی‌رنگ

آبی‌رنگکمی آبی

دارای رنگ یا سایه‌ای به رنگ آبی؛ کمی آبی رنگ بودن.

Having a bluish tint or color; somewhat blue.

«آسمان در هنگام غروب سایه‌ای آبی‌رنگ پیدا کرد.»

The sky turned a bluey shade at dusk.

«او برای مهمانی کت آبی‌رنگ پوشید.»

He wore a bluey jacket to the party.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bluishکمی آبی

روزمره. مترادف با همین معنا.

Common. Synonym with same general sense.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000