boa

/ˈboʊə/
1noun (اسم)commonplural (جمع): boas

اسم — شال پر

شال پر

شالی بلند و پرپشت از پر یا مواد مشابه

A long, fluffy scarf made from feathers or similar material

«او یک شال پر صورتی به مهمانی پوشید.»

She wore a pink feather boa to the party.

«شال پر به لباسش جلوه خاصی داد.»

The boa added glamour to her outfit.

2noun (اسم)commonplural (جمع): boas

اسم — مار بوآ

مار بوآ

نوعی مار بزرگ خفه‌کننده

A type of large constrictor snake

«مار بوآ دور شاخه درخت پیچیده بود.»

The boa snake wrapped around the tree branch.

«مارهای بوآ مارهای غیرسمی هستند که در مناطق گرمسیری یافت می‌شوند.»

Boas are non-venomous snakes found in tropical areas.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000