bluster

blus·ter/ˈblʌs.tər/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): blusteredpast participle (مفعولی): blustered-ing (حال): blustering3rd (سوم): blusters

فعل — غرغر کردن

غرغر کردنپر ادعا حرف زدن

با صدای بلند و پرادعا حرف زدن یا عمل کردن بدون تأثیر واقعی.

To talk or act in a noisy, aggressive, or boastful manner without much effect.

«او با صدای بلند درباره موفقیت‌هایش حرف زد.»

He blustered about his achievements.

«طوفان تمام شب پر صدا وزید.»

The storm blustered all night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blowhardپرمدعای پرصدا

غیررسمی. به کسی گفته می‌شود که پرمدعا و زیاد حرف می‌زند اما بی‌محتوا است؛ معنی نزدیک به bluster.

Informal. Refers to someone who talks boastfully or loudly but without substance; overlapping meaning with bluster.

2noun (اسم)common

اسم — غر و غر

غر و غرپرخاشگری

گفتار یا سر و صدای بلند، پرخاشگرانه یا متکبرانه.

Loud, aggressive, or boastful talk or noise.

«پرخاشگری او بی‌ثباتی‌اش را پنهان می‌کرد.»

His bluster masked his insecurity.

«سر و صدای باد کودکان را ترساند.»

The bluster of the wind frightened the children.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000