blustering

blus·ter·ing/ˈblʌstərɪŋ/
blusterto talk or act loudly and aggressively-ingpresent participle suffix
verb (فعل)commonpast (گذشته): blusteredpast participle (مفعولی): blustered-ing (حال): blustering3rd (سوم): blusters

فعل — غرّش کردن

غرّش کردنبا تندی حرف زدن

با صدای بلند و حالت پرخاشگرانه یا عصبانی صحبت یا عمل کردن.

To speak or act in a noisy, aggressive, or indignant way.

«او داشت درباره قوانین ناعادلانه غر می‌زد.»

He was blustering about the unfair rules.

«باد با صدای بلند از میان درختان می‌وزید.»

The wind was blustering through the trees.

تفاوت با واژه‌های مشابه
railingغر زدن

غیررسمی. سخن تند و عصبانی.

Informal. Harsh or angry speech.

rantingداد و بیداد

غیررسمی. سخنرانی بلند و احساسی.

Informal. Loud, emotional speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000