board game

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/bɔːrd ɡeɪm/
boardflat surfacegamestructured play
noun (اسم)commonplural (جمع): board games

اسم — بازی تخته‌ای

بازی تخته‌ایبازی رومیزی

بازی‌ای که روی میز با قطعات یا کارت روی سطح علامت‌گذاری شده انجام می‌شود

A tabletop game played with pieces or cards on a pre-marked surface

«شطرنج یک بازی تخته‌ای محبوب است.»

Chess is a popular board game.

«آنها عصر را به بازی کردن بازی‌های رومیزی گذراندند.»

They spent the evening playing board games.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000