در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گذشته فعل board؛ سوار یا وارد کشتی، هواپیما، قطار یا اتوبوس شدن.
Past tense of board: to get on or into a ship, aircraft, train, or bus.
«آنها زود سوار هواپیما شدند.»
“They boarded the plane early.”
«ما ساعت ۹ صبح سوار قطار شدیم.»
“We boarded the train at 9 am.”
رسمی. اغلب برای کشتیها یا سفرها استفاده میشود.
Formal. Often used for ships or journeys.