boarded

board·ed/ˈbɔːrdɪd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): boardedpast participle (مفعولی): boarded-ing (حال): boarding3rd (سوم): boards

فعل — سوار شدن

سوار شدن

گذشته فعل board؛ سوار یا وارد کشتی، هواپیما، قطار یا اتوبوس شدن.

Past tense of board: to get on or into a ship, aircraft, train, or bus.

«آنها زود سوار هواپیما شدند.»

They boarded the plane early.

«ما ساعت ۹ صبح سوار قطار شدیم.»

We boarded the train at 9 am.

تفاوت با واژه‌های مشابه
embarkedسوار شدن

رسمی. اغلب برای کشتی‌ها یا سفرها استفاده می‌شود.

Formal. Often used for ships or journeys.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000