در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به سرعت بالا و پایین رفتن، معمولاً در آب یا با حرکتی شناورانه.
To move quickly up and down, typically in water or with a buoyant motion.
«شناور ماهیگیری روی امواج بالا و پایین میپرید.»
“The fishing buoy bobbed on the waves.”
«سرش وقتی خوابش برد، تکان تکان میخورد.»
“Her head bobbed as she fell asleep.”
متداول. میتواند جایگزین 'bob' شود برای حرکت بالا و پایین مشابه، به خصوص روی زمین یا یک سطح، اما 'bob' بیشتر به آب یا حرکت سبک و شناور اشاره دارد. 'توپ جهید' درست است، اما 'قایق روی امواج جهید' کمتر متداول از 'bobbed' است.
Common. Can replace 'bob' for a similar up-and-down movement, especially on land or a surface, but 'bob' is more specific to water or light, buoyant motion. 'The ball bounced' works, 'The boat bounced on the waves' is less common than 'bobbed'.
متداول. به معنی ماندن روی سطح آب بدون غرق شدن است. حرکت عمودی کمتری نسبت به 'bob' دارد. 'کنده درخت در رودخانه شناور ماند' درست است، اما برای 'چوب پنبه بالا و پایین شناور بود' باید از 'bobbed' استفاده کرد.
Common. Describes resting on the surface of water without sinking. It implies less vertical movement than 'bob'. 'The log floated down the river' works, but 'The cork floated up and down' would be 'bobbed'.
مدل موی کوتاه برای زنان و کودکان که معمولاً در سطح فک، دور سر به طور مستقیم کوتاه میشود.
A short haircut for women and children, typically cut straight around the head at jaw-level.
«او تصمیم گرفت برای ظاهری تازه موهایش را مدل باب بزند.»
“She decided to get a bob for a fresh look.”
«دختر کوچولو یک مدل موی باب بامزه داشت.»
“The little girl had a cute bob.”