bobbing

bob·bing/ˈbɒbɪŋ/
bobto move up and down-ingpresent participle or gerund form
verb (فعل)commonpast (گذشته): bobbedpast participle (مفعولی): bobbed-ing (حال): bobbing3rd (سوم): bobs

فعل — بالا و پایین رفتن

بالا و پایین رفتنجنبیدن

حرکت سریع و کوتاه رو به بالا و پایین یا پهلو به پهلو

Moving quickly up and down or side to side in short movements

«قایق روی موج‌ها بالا و پایین می‌رفت.»

The boat was bobbing on the waves.

«او سرش را با آهنگ بالا و پایین می‌کرد.»

He was bobbing his head to the music.

تفاوت با واژه‌های مشابه
jiggleجنبیدن

غیررسمی. معنای مشابه با حرکت‌های کوچک و تکراری؛ در برخی زمینه‌ها قابل جایگزینی است.

Informal. Similar meaning, often small repeated movements; interchangeable in some contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000