boff
/bɒf/
verb (فعل)informalpast (گذشته): boffedpast participle (مفعولی): boffed-ing (حال): boffing3rd (سوم): boffs
فعل — رابطه جنسی داشتن
رابطه جنسی داشتن
برقراری رابطه جنسی (محاورهای بریتانیایی).
To have sexual intercourse (British informal).
«آنها بعد از مهمانی رابطه جنسی داشتند.»
“They boffed after the party.”
«او درباره تعداد افرادی که با آنها رابطه داشته، تعریف میکند.»
“He boasts about how many people he’s boffed.”