bodysurfing

body·surf·ing/ˈbɒdiˌsɜːrfɪŋ/
noun (اسم)common

اسم — بدنسواری روی موج

بدنسواری روی موجموج‌سواری بدون تخته

سواری روی امواج اقیانوس با استفاده از بدن و بدون تخته موج‌سواری.

Riding ocean waves using only the body, without a surfboard.

«او در ساحل بدنسواری را یاد گرفت.»

He learned bodysurfing at the beach.

«بدنسواری نیاز به مهارت قوی در شنا دارد.»

Bodysurfing requires strong swimming skills.

تفاوت با واژه‌های مشابه
surfingموج‌سواری

اصطلاح کلی برای سواری روی موج، معمولاً با تخته.

General term for riding waves, often with a board.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000