bodysurf

bod·y·surf/ˈbɒdiˌsɜːrf/
bodythe physical structure of a person or animalsurfto ride on waves
verb (فعل)commonpast (گذشته): bodysurfedpast participle (مفعولی): bodysurfed-ing (حال): bodysurfing3rd (سوم): bodysurfs

فعل — موج‌سواری با بدن

موج‌سواری با بدن

بدون تخته موج‌سواری، فقط با استفاده از بدن بر روی موج اقیانوس سوار شدن.

To ride on the crest of an ocean wave without a surfboard, using only the body.

«بچه‌ها عاشق موج‌سواری با بدن در امواج کم عمق هستند.»

The children love to bodysurf in the shallow waves.

«او تمام بعدازظهر را در ساحل به موج‌سواری با بدن گذراند.»

He spent the whole afternoon bodysurfing at the beach.

تفاوت با واژه‌های مشابه
swimشنا کردن

عمومی. در حالی که موج‌سواری با بدن شامل شنا می‌شود، 'شنا کردن' به حرکت خود در آب اشاره دارد، در حالی که 'موج‌سواری با بدن' به طور خاص به سوار شدن بر روی موج است. شما می‌توانید بدون موج‌سواری با بدن شنا کنید، و می‌توانید با حداقل تلاش شنا، موج‌سواری با بدن انجام دهید. 'من دوست دارم در اقیانوس شنا کنم' درست است، 'بیایید روی امواج بزرگ موج‌سواری با بدن انجام دهیم' درست است.

General. While bodysurfing involves swimming, 'swim' is the act of propelling oneself through water, whereas 'bodysurf' specifically means riding a wave. You can swim without bodysurfing, and you can bodysurf with minimal swimming effort. 'I like to swim in the ocean' works, 'Let's bodysurf the big waves' works.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000