surfing

surf·ing/ˈsɜːr.fɪŋ/
surfride on waves-ingpresent participle / gerund
noun (اسم)common

اسم — موج‌سواری

موج‌سواری

ورزشی که شامل سوار شدن بر امواج دریا با تخته موج‌سواری است.

The sport or activity of riding ocean waves on a surfboard.

«او در تابستان عاشق موج‌سواری است.»

She loves surfing in the summer.

«تخته برای موج‌سواری در ساحل کرایه کردیم.»

We rented boards for surfing at the beach.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000