bog off
/bɑːɡ ɔːf/
phrasal verb (فعل عبارتی)slang
فعل عبارتی — گم شدن
گم شدنشر را کم کردن
دور شدن یا رفتن، بهویژه وقتی کسی با بیادبی و عصبانیت چنین دستوری میدهد.
To go away, especially when ordered rudely or angrily.
«او به خبرنگاران گفت شرشان را کم کنند.»
“He told the reporters to bog off.”
«گم شو و من را تنها بگذار!»
“Bog off and leave me alone!”
تفاوت با واژههای مشابه
leave— رفتن
روزمره و خنثی است. وقتی فقط رفتن مهم باشد، مثل «همین حالا برو»، میتواند جای این عبارت بیاید؛ اما بیادبی و تحقیرِ دستور «گم شو!» را نمیرساند.
Everyday and neutral. It can replace 'bog off' when only departure matters, as in 'leave now,' but it does not convey the rude dismissal of 'Bog off!'.