در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نوعی کلاه نرم که معمولاً در گذشته توسط زنان و کودکان پوشیده میشد.
A type of soft hat, often worn historically by women and children.
«او برای مهمانی باغ یک کلاه زنانه پوشید.»
“She wore a bonnet to the garden party.”
«کلاه بچه با تور تزئین شده بود.»
“The baby’s bonnet was decorated with lace.”
پوشش لولایی روی موتور خودرو (انگلیسی بریتانیایی).
The hinged covering over the engine of a car (British English).
«او کاپوت ماشین را برای بررسی موتور باز کرد.»
“He opened the car’s bonnet to check the engine.”
«کاپوت در تصادف آسیب دید.»
“The bonnet was damaged in the accident.”