bonsai

bon·sai/ˈbɒnsaɪ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): bonsai

اسم — بونسای

بونسایهنر بونسای

هنر پرورش درختان یا درختچه‌های زینتی و به طور مصنوعی کوتاه شده در گلدان یا سینی.

The art of growing ornamental, artificially dwarfed trees or shrubs in pots or trays.

«او بیش از بیست سال است که بونسای کار می‌کند.»

He has been practicing bonsai for over twenty years.

«بونسای نیاز به صبر و درک عمیق از باغبانی دارد.»

Bonsai requires patience and a deep understanding of horticulture.

2noun (اسم)commonplural (جمع): bonsai

اسم — درخت بونسای

درخت بونسای

درخت یا درختچه زینتی که در گلدان پرورش یافته و با هرس و شکل‌دهی به طور مصنوعی کوتاه شده است.

An ornamental tree or shrub grown in a pot and artificially dwarfed by pruning and shaping.

«او یک بونسای زیبا برای اتاق نشیمنش خرید.»

He bought a beautiful bonsai for his living room.

«این بونسای سرو کوهی بیش از پنجاه سال قدمت دارد.»

This juniper bonsai is over fifty years old.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000