boof

/buːf/
verb (فعل)informalpast (گذشته): boofedpast participle (مفعولی): boofed-ing (حال): boofing3rd (سوم): boofs

فعل — تق زدن

تق زدنافتادن (عامیانه)

عامیانه. ایجاد صدای بلند، توپر یا گرفته؛ گاهی به معنی افتادن یا شکست در ورزش استفاده می‌شود.

Informal. To make a loud, hollow, or muffled sound; sometimes means to fail or fall in sports contexts.

«در فرود اسکیت‌بازی‌اش افتاد.»

He boofed the landing on his skateboard.

«توپ با صدای بلند به دیوار خورد.»

The ball boofed loudly off the wall.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flopافتادن ناگهانی

عامیانه. معنای مشابه برای افتادن یا شکست ناگهانی.

Informal. Similar meaning for failure or falling down.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000