booed

/buːd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): booedpast participle (مفعولی): booed-ing (حال): booing3rd (سوم): boos

فعل — هو کردن

هو کردنبی‌احترامی کردن

با صدای «بو» نارضایتی یا عدم تایید را ابراز کردن

expressed disapproval or dislike by shouting 'boo'

«جمعیت نسبت به اجرای بد هو کردند.»

The crowd booed the bad performance.

«او از روی صحنه با هو بیرون رفت.»

He was booed off the stage.

تفاوت با واژه‌های مشابه
jeeredهو کردن

رایج. معنی مشابه در شعارهای نارضایتی.

Common. Similar meaning of disapproving shouting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000