در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
رفتار احمقانه یا دستپاچه؛ اعمال بیمعنی.
Foolish or clumsy behavior; nonsense actions.
«همه این رفتارهای احمقانه را کنار بگذار و تمرکز کن.»
“Stop all this boobery and focus.”
«رفتار بیخردانهاش باعث دردسرش شد.»
“His boobery got him into trouble.”
غیررسمی. معنایی مشابه برای اعمال احمقانه؛ اغلب قابل تعویض با boobery است.
Informal. Similar meaning for silly or foolish acts; often interchangeable with 'boobery'.