bony

bo·ny/ˈboʊni/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): boniersuperlative (عالی): boniest

صفت — استخوانی

استخوانیلاغر استخوانی

دارای استخوان‌های برجسته یا بسیار لاغر به‌گونه‌ای که استخوان‌ها واضح دیده می‌شوند.

Having prominent bones or being very thin and showing bones clearly.

«دست استخوانی از سایه‌ها بیرون آمد.»

The bony hand reached out from the shadows.

«او ساختار استخوانی دارد اما قوی است.»

He has a bony frame but is strong.

تفاوت با واژه‌های مشابه
skeletalاستخوانی

رسمی. فنی‌تر، معمولا ظاهر بسیار لاغر با استخوان‌های قابل دید.

Formal. More technical, often describing appearance very thin with visible bones.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000