boob

/buːb/
noun (اسم)informalplural (جمع): boobs

اسم — سینه (غیررسمی)

سینه (غیررسمی)

اصطلاح غیررسمی برای سینه (عموماً زنان).

Informal term for a breast (usually female).

«او هنگام بازی به سینه‌اش آسیب زد.»

She injured her boob while playing.

«او شوخی کرد درباره لباسی که سینه‌هایش را نشان می‌داد.»

He joked about her wearing a low-cut dress showing her boobs.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000