در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فروشگاهی که کتاب میفروشد
A store that sells books
«او به کتابفروشی مرکز شهر رفت.»
“She visited the bookshop downtown.”
«کتابفروشی مجموعه بزرگی از رمانها دارد.»
“The bookshop has a large collection of novels.”
رایج. در بیشتر موارد هممعنی بوده، خصوصا در انگلیسی آمریکایی.
Common. Synonymous in most contexts, especially in American English.