در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مرتبط با گاو و جانوران اهلی مشابه مانند گاومیش و گاو نر.
Relating to cattle, especially cows, bulls, and oxen.
«بیماریهای گاوی سال گذشته بسیاری از مزارع را تحت تأثیر قرار داد.»
“The bovine diseases affected many farms last year.”
«دانشمندان آناتومی گاوی را مطالعه میکنند تا سلامت دامها را بهبود بخشند.»
“Scientists study bovine anatomy to improve livestock health.”
یکی از اعضای خانواده گاوها، مانند گاو یا گاومیش.
A member of the cattle family, such as a cow or bull.
«مزرعه گاوها و دامهای زیادی داشت که در میدان چرا میکردند.»
“The farm had many bovines grazing in the field.”
«دامهای گاوی منبع مهمی برای گوشت و محصولات لبنی هستند.»
“Bovines are an important source of meat and dairy products.”
مرسوم. به گروهی از گاوهای اهلی اشاره دارد که برای کشاورزی نگهداری میشوند.
Common. Refers to a group of domesticated bovines raised for farm purposes.