brace

/breɪs/
braceto support, strengthen, or prepare
1verb (فعل)commonpast (گذشته): bracedpast participle (مفعولی): braced-ing (حال): bracing3rd (سوم): braces

فعل — محکم کردن

محکم کردنآماده کردن

خود یا چیزی را برای برخورد یا شوک آماده یا تقویت کردن.

To prepare or strengthen yourself or something, especially for impact or shock.

«خودت را برای طوفان آماده کن.»

Brace yourself for the storm.

«آن‌ها قبل از باران شدید، پل را تقویت کردند.»

They braced the bridge before the heavy rain.

تفاوت با واژه‌های مشابه
prepareآماده کردن

متداول. وقتی به آمادگی ذهنی یا جسمی اشاره دارد قابل جایگزینی است — 'brace for impact' و 'prepare for impact' نزدیک‌اند، اما 'brace' بر آمادگی برای ضربه یا فشار تاکید دارد.

Common. Interchangeable when referring to mental or physical preparation — 'brace for impact' and 'prepare for impact' are similar, but 'brace' implies readiness for shock or strain.

steadyسفت کردن

متداول. وقتی معنی حمایت فیزیکی دارد می‌تواند جایگزین 'brace' شود — مثلاً 'brace the shelf' یعنی آن را محکم کردن تا حرکت نکند.

Common. Can replace 'brace' when meaning to physically support something — e.g. 'brace the shelf' means steady it to prevent movement.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): braces

اسم — بند نگهدارنده

بند نگهدارندهسازه پشتیبانبریس

ابزاری یا سازه‌ای برای حمایت، محکم نگه داشتن یا تقویت چیزی.

A device or structure used to support, hold firmly, or reinforce something.

«نجار از یک بریس برای حمایت قفسه استفاده کرد.»

The carpenter used a brace to support the shelf.

«بعد از آسیب، پشتش را با بریس حمایت می‌کرد.»

She wore a back brace after her injury.

تفاوت با واژه‌های مشابه
supportپشتیبان

متداول. وقتی معنی سازه حمایتی فیزیکی دارد گاهی جایگزین 'brace' می‌شود، اما 'brace' معمولا دستگاه کوچک‌تر و تقویتی است.

Common. Can sometimes replace 'brace' when meaning a physical support structure, but 'brace' usually implies a smaller, reinforcing device.

splintآتل

فنی/پزشکی. در زمینه پزشکی با 'brace' قابل تعویض است و به دستگاهی گفته می‌شود که حرکت را محدود می‌کند تا بهبود یابد.

Technical/medical. Used interchangeably with 'brace' in medical contexts to mean a device restricting movement to aid healing.

متضادها
3verb (فعل)commonpast (گذشته): bracedpast participle (مفعولی): braced-ing (حال): bracing3rd (سوم): braces

فعل — بستن با بریس

بستن با بریسمحکم کردن

چیزی را با استفاده از بریس (وسیله مکانیکی) محکم کردن یا بستن.

To tighten or fasten with a brace (mechanical device).

«او قبل از طوفان پنجره‌ها را محکم بست.»

He braced the window shutters before the storm.

«اطمینان حاصل کن که داربست‌ها را به درستی محکم بسته‌ای.»

Make sure to brace the scaffolding properly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fastenبستن

متداول. وقتی تاکید بر بستن محکم با وسیله یا ابزار است جایگزین 'brace' می‌شود.

Common. Can substitute 'brace' when emphasizing securing something tightly with a device or tool.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000