در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تکه بافته شدهای از مو یا پارچه که معمولاً برای تزئین یا بستن استفاده میشود.
A length of woven material, typically of hair or fabric, used for decoration or fastening.
«او لباسش را با نوارهای بافته شده پیچیده تزئین کرد.»
“She adorned her dress with intricate braiding.”
«آرایشگر برای عروس بافت موی زیبایی ساخت.»
“The stylist created beautiful hair braiding for the bride.”
روزمره. اغلب به جای 'braid' به خصوص برای مو استفاده میشود، اما 'plait' میتواند به بافت تخت هم اشاره کند. 'او گیس دارد' درست است، 'او بافت دارد' کمتر رایج است.
Everyday. Often used interchangeably with 'braid', particularly for hair, but 'plait' can also refer to a flat braid. 'She wears a plait' works, 'She wears a braiding' is less common.
صرف حال فعل 'braid' به معنای بافتن سه یا چند رشته از مو یا مواد دیگر.
Present participle of 'braid': interweaving three or more strands of hair or other material.
«دختر داشت موهای عروسکش را میبافت.»
“The girl was braiding her doll's hair.”
«او بعدازظهر را به بافتن نخها برای یک دستبند گذراند.»
“She spent the afternoon braiding threads for a bracelet.”
روزمره. 'بافتن' یک اصطلاح کلیتر برای ایجاد پارچه با درهم آمیختن نخهاست، در حالی که 'braiding' به طور خاص به درهم آمیختن رشتهها اشاره دارد. 'او دارد قالی میبافد' درست است، اما 'او دارد قالی میبافد' (با braiding) اشتباه است.
Everyday. 'Weaving' is a broader term for creating fabric by interlacing threads, while 'braiding' specifically refers to interweaving strands. 'She is weaving a rug' works, but 'She is braiding a rug' would be incorrect.