brandying

bran·dy·ing/ˈbrændiɪŋ/
brandya strong alcoholic drink-inggerund/participle suffix
noun (اسم)formal

اسم — خیس کردن با براندی

خیس کردن با براندیطعم دادن با براندی

فرآیند یا عمل خیس کردن یا طعم دادن غذا با براندی.

The process or act of soaking or flavoring food with brandy.

«خیس کردن میوه‌ها با براندی طعمشان را بهتر می‌کند.»

Brandying fruits enhances their taste.

«دستور غذا نیاز به خیس کردن کشمش‌ها با براندی دارد.»

The recipe requires brandying the raisins.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000