brandished

bran·dished/ˈbrændɪʃt/
brandishwave or flourish as a threat or in excitement-edpast tense/past participle
verb (فعل)commonpast (گذشته): brandishedpast participle (مفعولی): brandished-ing (حال): brandishing3rd (سوم): brandishes

فعل — تکان داد

تکان دادبه اهتزاز درآوردنمایان کرد

(چیزی، به‌ویژه سلاح یا ابزاری) را به عنوان تهدید یا از روی هیجان یا خشم تکان دادن یا با خودنمایی به نمایش گذاشتن.

Waved or flourished (something, especially a weapon or tool) as a threat or in excitement or anger.

«شوالیه شمشیرش را به سمت دشمن تکان داد.»

The knight brandished his sword at the enemy.

«او نامه را با پیروزی به اهتزاز درآورد.»

He brandished the letter in triumph.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wavedتکان داد

روزمره. 'Waved' یک اصطلاح کلی برای تکان دادن چیزی است، در حالی که 'brandished' به طور خاص حرکت قدرتمند یا تهدیدآمیز را نشان می‌دهد، اغلب با سلاح. 'او خداحافظی کرد' درست است، اما 'او خداحافظی را به اهتزاز درآورد' معنی نمی‌دهد.

Everyday. 'Waved' is a general term for moving something back and forth, while 'brandished' specifically implies a forceful or threatening movement, often with a weapon. 'She waved goodbye' works, 'She brandished goodbye' doesn't.

flourishedنمایان کرد

ادبی/رسمی. 'Flourished' می‌تواند مشابه 'brandished' به معنای با خودنمایی تکان دادن چیزی باشد، اما می‌تواند به معنای شکوفا شدن یا رشد خوب هم باشد. 'او شمشیر را به نمایش گذاشت' درست است، 'کسب‌وکار شکوفا شد' معنی متفاوتی دارد.

Literary/Formal. 'Flourished' can be similar to 'brandished' in meaning to wave something ostentatiously, but it can also refer to thriving or growing well. 'He flourished the sword' works, 'The business flourished' is a different meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000