hidden

hid·den/ˈhɪdn/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more hiddensuperlative (عالی): most hidden

صفت — پنهان

پنهانمخفینهفته

از دید پنهان نگه داشته شده؛ مخفی.

Kept out of sight; concealed.

«گنج زیر یک سنگ بزرگ پنهان شده بود.»

The treasure was hidden under a big rock.

«او استعدادی پنهان در آواز خواندن داشت.»

She had a hidden talent for singing.

تفاوت با واژه‌های مشابه
concealedپوشیده

رسمی. عمداً از دید یا دانش دور نگه داشته شده. کمی رسمی‌تر از 'hidden' اما اغلب قابل تعویض. «او انگیزه‌های خود را پنهان نگه داشت» درست است، «سلاح پنهان» رایج است.

Formal. Deliberately kept from view or knowledge. Slightly more formal than 'hidden' but often interchangeable. 'He kept his motives concealed' works, 'A concealed weapon' is common.

secretسری

رایج. از دانش دیگران پنهان نگه داشته شده. اغلب به معنای عدم افشای عمدی است، نه فقط از دید پنهان بودن. «یک گذرگاه سری» درست است، «یک نقشه سری» رایج است، اما «گنج سری» به این معنی است که کسی عمداً نمی‌خواست پیدا شود، در حالی که «گنج پنهان» می‌تواند به معنای گمشده باشد.

Common. Kept from the knowledge of others. Often implies an element of intentional non-disclosure, not just being out of sight. 'A secret passage' works, 'A secret plan' is common, but 'a secret treasure' implies someone purposely didn't want it found, while 'hidden treasure' could just mean it was lost.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000