در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نشان مشابه کبودی روی پوست که بر اثر مکیدن به وجود میآید
a bruise-like mark caused by sucking on the skin
«او تلاش کرد جای مکیدن روی گردنش را پنهان کند.»
“She tried to hide the hickey on her neck.”
«او دیشب به او جای مکیدن داد.»
“He gave her a hickey last night.”