hickey

hic·key/ˈhɪki/
noun (اسم)informalplural (جمع): hickeys

اسم — جای مکیدن

جای مکیدنواک‌شمار

نشان مشابه کبودی روی پوست که بر اثر مکیدن به وجود می‌آید

a bruise-like mark caused by sucking on the skin

«او تلاش کرد جای مکیدن روی گردنش را پنهان کند.»

She tried to hide the hickey on her neck.

«او دیشب به او جای مکیدن داد.»

He gave her a hickey last night.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000