break out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/breɪk aʊt/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — ناگهان شروع شدن

ناگهان شروع شدندرگرفتن

ناگهان شروع شدن، به‌ویژه درباره جنگ، آتش، بیماری یا دردسر.

To begin suddenly, especially of war, fire, disease, or trouble.

«بعد از نیمه‌شب آتش‌سوزی درگرفت.»

A fire broke out after midnight.

«نزدیک ایستگاه درگیری شروع شد.»

Fighting broke out near the station.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — فرار کردن

فرار کردنگریختن

از جایی یا از حبس فرار کردن.

To escape from a place or confinement.

«دو زندانی دیشب فرار کردند.»

Two prisoners broke out last night.

«سگ از حیاط فرار کرد.»

The dog broke out of the yard.

تفاوت با واژه‌های مشابه
escapeفرار کردن

روزمره. برای رهایی از حبس جایگزین break out می‌شود: They escaped from prison درست است، اما برای آتش‌سوزی به کار نمی‌رود. وقتی خودِ رها شدن مهم‌تر است آن را انتخاب کنید.

Everyday. It can replace 'break out' for leaving confinement: 'They escaped from prison' works, but 'a fire escaped' does not. Choose it when the act of getting free matters more than the sudden departure.

3phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — جوش زدن

جوش زدنعرق کردن

روی پوست دانه، جوش یا عرق ظاهر شدن.

To develop a rash, spots, or sweat on the skin.

«بدنش دچار دانه‌های پوستی شد.»

She broke out in a rash.

«وقتی عصبی می‌شوم جوش می‌زنم.»

I break out when I am nervous.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000