break open

break o·pen/breɪk ˈoʊpən/
breakto separate into piecesopennot closed or fastened
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — شکستن و باز کردن

شکستن و باز کردنبشکن و باز کن

با زور یا خشونت چیزی را می‌شکنیم و باز می‌کنیم.

To force something to open by breaking it, often with effort or violence.

«آنها گاوصندوق را شکستند و باز کردند تا پول را بردارند.»

They broke open the safe to get the money.

«دزدها شب در را شکستند و باز کردند.»

The thieves broke open the door during the night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
force openبقوه باز کردن

رایج. تقریباً مترادف break open وقتی باز کردن با زور مدنظر است.

Common. Almost synonymous with 'break open' when emphasizing effort or force in opening something locked or closed.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000