briefed

/briːft/
verb (فعل)formalpast (گذشته): briefedpast participle (مفعولی): briefed-ing (حال): briefing3rd (سوم): briefs

فعل — اطلاع داد

اطلاع دادمختصر توضیح داد

گذشته فعل brief: دادن اطلاعات ضروری درباره یک وضعیت یا کار به کسی.

Past tense of brief: to give someone essential information about a situation or task.

«افسر پیش از ماموریت تیم را اطلاع داد.»

The officer briefed the team before the mission.

«دیروز به او درباره پروژه جدید اطلاعات داده شد.»

She was briefed on the new project yesterday.

تفاوت با واژه‌های مشابه
informedآگاه کرد

رایج. معنی مشابه ولی 'brief' اطلاعات کوتاه و متمرکز دارد.

Common. Similar meaning but 'brief' implies short and focused information.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000