bring round

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/brɪŋ raʊnd/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — راضی کردن

راضی کردنهم‌عقیده کردن

کسی را با قانع کردن به پذیرفتن نظر یا تصمیمی واداشتن.

To persuade someone to accept a view or decision.

«بالاخره او را به پذیرفتن طرحمان راضی کردیم.»

We finally brought him round to our plan.

«او با صبر پدر و مادرش را قانع کرد.»

She brought her parents round with patience.

تفاوت با واژه‌های مشابه
persuadeقانع کردن

روزمره تا خنثی است. وقتی تأکید بر قانع کردن باشد جایگزین می‌شود: persuade her to agree درست است، اما لحن فعل عبارتی را ندارد.

Everyday to neutral. It can replace 'bring round' when the focus is persuasion: 'persuade her to agree' works, but it does not keep the phrasal-verb tone.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — به هوش آوردن

به هوش آوردنهوشیار کردن

کسی را پس از غش کردن به هوش آوردن.

To restore someone to consciousness after they faint.

«پرستار با آب سرد او را به هوش آورد.»

The nurse brought him round with cold water.

«او غش کرد، اما خیلی زود به هوشش آوردند.»

She fainted, but they soon brought her round.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reviveبه هوش آوردن

خنثی است. در موقعیت پزشکی یا نمایشی، مثل revive the patient، جایگزین می‌شود؛ اما برای مراقبت روزمره ملایم کمتر به‌کار می‌رود.

Neutral. It replaces 'bring round' in medical or dramatic contexts, as in 'revive the patient', but is less usual for gentle everyday care.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000