brisk

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/brɪsk/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): briskersuperlative (عالی): briskest

صفت — تند

تندچابکپرسرعت

فعال، سریع و پرانرژی در حرکت یا عمل.

Active, fast, and energetic in movement or action.

«او در پارک با سرعت و انرژی راه رفت.»

“She took a brisk walk in the park.”

«کار در اداره با سرعت و انرژی انجام می‌شود.»

“The office has a brisk pace of work.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
quick— سریع

معمولی. وقتی فقط سرعت مد نظر است جایگزین brisk می‌شود اما انرژی و تند بودن را ندارد — quick walk درست است ولی زنده‌دلی brisk walk را ندارد.

Common. Can replace 'brisk' when emphasizing speed without additional energy or sharpness — 'quick walk' works, but lacks the liveliness of 'brisk walk'.

energetic— پرانرژی

رسمی/غیررسمی. بر حیات و سرزندگی تأکید دارد و وقتی درباره حرکات پرانرژی است می‌تواند جایگزین brisk شود — an energetic pace صحیح است ولی کمتر بر سرعت تنها تاکید دارد.

Formal/informal. Emphasizes vigor and liveliness, interchangeable with 'brisk' when talking about movement with vitality — 'an energetic pace' works, but less about speed alone.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000