brown thumb

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌbraʊn ˈθʌm/
noun (اسم)informalplural (جمع): brown thumbs

اسم — دست‌وبال بد برای گل‌کاری

دست‌وبال بد برای گل‌کاریبی‌استعدادی در پرورش گیاه

نداشتن مهارت یا موفقیت در پرورش گیاهان.

an inability to grow plants successfully

«من در نگهداری گیاهان بی‌استعدادم و هر کاکتوسی را خراب می‌کنم.»

I have a brown thumb and kill every cactus.

«بی‌استعدادی او در گل‌کاری گیاهان معطر را از بین برد.»

His brown thumb ruined the herbs.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000