در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای علامت روی پوست بهخاطر آسیب.
Having a mark on the skin caused by injury.
«او بعد از سقوط بازوی کبود داشت.»
“He had a bruised arm after the fall.”
«میوه زخمی دور انداخته شد.»
“The bruised fruit was thrown away.”