browsing

brow·sing/ˈbraʊzɪŋ/
verb (فعل)common

فعل — گشتن

گشتنچرخ زدن

شکل حال استمراری فعل 'جست‌وجو کردن'؛ به معنای گشتن یا نگاه کردن بی‌هدف، مانند در مغازه‌ها یا اینترنت.

Present participle of 'browse'; looking around casually, as in shops or the internet.

«او ساعت‌ها در فروشگاه‌های آنلاین می‌چرخد.»

She spends hours browsing online shops.

«من فقط در کتابفروشی گشت می‌زدم.»

I was just browsing in the bookstore.

تفاوت با واژه‌های مشابه
surfingوب‌گردی

غیررسمی. معمولاً برای گشتن سریع در اینترنت استفاده می‌شود. در زمینه فروشگاه جایگزین کامل نیست.

Informal. Commonly used for looking through internet content casually. Interchangeable with browsing online but less used for physical shops.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000